رسالت انجمن

رسالت انجمن ایجاد فضایی برای تبادل اندیشه و آرای اندیشمندان، ارتقای سطح علمی پژوهشگران و متخصصان و نیز آشنا کردن عموم مردم با پیشرفت های دانش تخصصی با زبان ساده می باشد .

برقراری ارتباط

Innate lymphoid cells: major players in inflammatory diseases

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۹/۷ | 
 
 Innate lymphoid cells: major players in inflammatory diseases

سلول های لمفوئید ذاتی: بازیکنان اصلی در بیماری های التهابی  
ظهور زمینه ی بیولوژی سلول های Innate lymphoid cells (ILC) در چند سال اخیر به سرعت رشد کرده و مطالعات بسیاری  در مورد نقش این سلول ها در بدن انجام گرفته.سلول های ILC  براساس شباهتشان به زیر گروه های T  سل ها و براساس بیان تراسنکریشپن فاکتورها و تولید سایتوکاین  به گروهای مختلفی تقسیم میشوند.                                
تحقیقات گسترده برروی نقشهای ایمونولوژیک این سلولها در چند سال اخیر اطلاعات زیادی را در اختیار دانشمندان در زمینه ی نقش این دسته از سلولها در سرطان حاملگی و پیوند قرار داده . اما در این مقاله تمرکز برروی نقش این سلولها در اتو ایمنی ها و بیماریهای التهابی مختلف که بر بافتهای متعددی اثر میگذارد قرارداده شده است .
  • ILC ها در مسیرهای (راه های) هوایی:
نقش سلول هایILC به خصوص ILC2 ها در آسم در مدل های موشی التهاب آلرژیک مسیرهای هوایی و نیز نقش این سلول ها در انسان به اثبات رسیده .
در ابن بیماری التهابی سایتوکاین های  IL‑33 و IL‑25مشتق از سلولهای Epithelial  اکتیویتورهای ( فعال کننده های) کلیدی ILC2   ها هستند و نقش مهمی در پاتوژنزآسم ایفا میکند.
در مدل موشی التهاب مسیر هوایی شبه آسم ائوزینوفلیک که به واسطه استنشاق پاپائین یا  IL‑33ریکامبیننت انسانی ایجاد شده بود، التهاب کمتر مسیرهای هوایی در موش های   Rag2−/−Il2rg­ ̸­( که فاقدTسل ، B سل ، NK سل ها و ILC ها ریکابیننت هستند) نسبت به موشها Rag2/ (که فاقدTسل ، B سل ، NK سل ها و ILC ها هستند) مشاهده شد.همچنین انتقال سلول های ILC2   به موش های̵Rag2/Il2rg/باعث افزایش شدت التهاب در مسیرهای هوایی در این مدل های موشی شد، که نشان دهنده نقش  ILC2هادر القای التهاب ائوزینوفیلیک مسیرهای هوایی مستقل از ایمنی آداپتیو است.
در انسان نشان داده شده تعداد ILC2  ها که هم در گردش خون محیطی و هم در لاواژ فلوئید مسیر برونکوآلوئلار(BALF) حضور داشتند درافراد بیمار مبتلا به آسم نسبت به افراد کنترل بیشتر بوده است.
در گزارشی نشان داده شد که افزایش تعداد2 ILC ها و سطح  IL‑33در BALF  با عملکرد ضعیف دستگاه تنفس در افراد مبتلا به آسم در ارتباط است.
همچنین تعداد بالای ILC2  ها در خون محیطی و Sputum افراد بیمار با آسم ائوزینوفیلیک شدید وابسته به استروئید سیستمیک مشاهده شد
علل متعددی مانند آلرژن های پروتئاز ، قارچ ها و ویروسهای متوانند منجر به فعال شدن ILC2   ها  در انسان و موش بشوند و این واقعه با تولید  IL-33،IL-25یا thymic stromal lymphopietin(TSLP) رخ میدهد.حتی برخی از ILC2  ها مدت  طولانی بعد از رفع و برطرف شدن آلرژن القاکننده التهاب در محل باقی مانده و به آلرژنهای غیر مرتبط بسیار موثرتر از ILC2  های نایو پاسخ میدهند.
این ILC2  های Allergen-Experinced پروفایل ژنی مشابه به سلولهای T  مموری از خودشان نشان میدهند و این جمعیت شبه سلولهای مموری ممکن است دلیل این که چرا در بیماران آسم اغلب به آلرژن های چند گانه حساس هستند را توضیح بدهد، همچنین پیشنهاد شده که احتمالا ILC2   ها نقش مهمتری در آسم آلرژیک دوران ابتدایی کودکی دارند و این ارتباط شامل پیوستگی با پلی مرفیزیسم در  IL1RL1(که  IL33راکد میکند )و IL33با آسم paediatic است.
 همچنین مطالعات روی عفونت های رینوویروس یا neonatal respiratory syncytial viru(RSV)ها نشان دادند که عفونتهای با علت ویروسی درابتدای دوران کودکی میتواند با رشد آسم در ارتباط باشند و این ارتباط با تحریک پاسخ های تیپ 2 ایمنی صورت میگیرد .
در مطالعه صورت گرفته درمدل موشی ، گونه های متعدد پاتوژنیک RSV  ، فعال شدن و تکثیر سلولهای ILC2   تولید کننده IL13  را القا کردند. همچنین بر اساس یافته های اخیر پیشنهاد کردند که ILC2   های تولید کنندهIL13 اینتگریتی اپی تلیال ناحیه برونشیال را در آسم با هدف قراردادن اتصالات محکم بین این سلولها تخریب  میکنند.
رده بندی سلول های ILC براساس تولید سایتوکاین و ترانسکریپشن فاکتور ها
  •  ILC ها در آسم غیرآلرژیک:
نقش بلقوه ی ILC در آسم غیر آلرژیک هنوز مسئله مبهمی باقی مانده ، هرچند که اخیرا" نشان داده شده که موشهای چاق تغذیه شده با رژیم غذایی غنی از چربی حضورتعداد بالای ILC3  ها در ریه آنها مشاهده شده. همچنین پاسخ دهی بیش از حد القا شده با چاقی در مسیر های تنفسی، در موشهای/̵  Rag2/Il2rg، با تخلیه ILC ها بهبود یافته وبا ترانسفر ILC3  ها بازگردانده شده.
از آنجائیکه تولیدکننده های اصلی IL‑17A در ریه های موشهای چاق سلول هایILC3  ها هستند، پیشنهاد میشود که تولید IL‑17A از ILC3ها ممکن است در آسم مرتبط با چاقی در ارتباط باشند. همچنین افزایش تعداد ILC2 ها هم باهم با التهاب مسیرهای هوایی مرتبط با چاقی ارتباط داشته اما نقش آنها در این معادله هنوز نامشخص است.
  • ILC ها درسینوزیت مزمن همراه با پولیپ بینی:
یکی از اولین تحقیقات صورت گرفته برای توضیح ILC2ها پاسخگو به IL-25,IL-33 در انسانها گزارش کرد که فراوانی بالای این سلولها در پولیپ های بینی بیماران با رینوسینوزیت مزمن نسبت به بافت نارال افراد سالم غیر آلرزیک مشاهده شده است.
همچنین نسبت ILC2 های خون محیطی در بیماران بارنیت آلرژیک که حساس به گرده علف و یا مایت های گردوخاک خانه بودند، افزایش پیدا کرده بود. ازطرفی ایمونوتراپی زیر مخاطی الرژن باعث کاهش در تعداد ILC2 در گردش در این بیماران میشود . به همین خاطرپیشنهاد میشود ILC2 ها منبع ذاتی مهمی از سایتوکاین تیپ 2 درسینوزیت مزمن باشند.
 
نقش سلول های ILC  درگیر در بیماری های مختلف التهاب زای راه های تنفسی
  • ILC  ها در COPD
در مدل موشی در معرض دود سیگار گزارش شد که بیان ST2 ( رسپتور IL33 ) برروی ILC2 کاهش پیدا کرده و توانایی این سلولها برای تولید IL5 و IL13  نیز تقلیل پیدا کرده و در مقابل دود سیگار موجب افزایش بیان ST2 بر روی NK سلهای MQها شده. از آنجائیکه بیماری COPD (بیماری مزمن انسدادی ریه ) اغلب با در معرض دود سیگار بودن در ارتباط است دو گروه اخیرا" مطالعاتی در زمینه آزمایش ILC ها در COPD  منتشر کردند.
در یک مطالعه نشان داده شد که در موش های در معرض تحریک های متعدد(مانند عوامل ویروسی، باکتریایی و دود سیگار ) ILC2های ST2+  مقیم ریه به IL12 وIL18 ،با کاهش بیان GATA3 و افزایش بیانT-be  و بیان γINF پاسخ دادند، که این مسئله نشان دهنده پلاستیستی ILC ها و توانایی سازگاری آنها به پروفایل ILC1 است که این پلاستیستی توسط 2 مطالعه دیگرکه در انسان کار شد، تایید شد. همچنیین در بیمارانCOPD  نسبت ILC2 : ILC1 بالاتر بوده و این امر با عملکرد ضعیف ریه و شدت بیماری و حساسیت به تشدید بیماری های حاد در ارتباط است .
  •  در اپی تلیوم تنفسی در ترمیم آن بعد غفونت ویروسی نقش دارند:
در کنار نقش های زیان بار ILC2ها در بیماریهای التهابی دستگاه تنفس نقش مفید این دسته در ترمیم بافت بعد از آسیب حاد ریه در مدلی از عفونت ویروسی آنفولانزا H1N1 گزارش شده. هر چند که این نقش مفید نیز به نظر میرسد تا حد زیادی وابسته به نوع ویروس و میزان گستردگی تخریب بافت دارد زیرا جدیدا" مشخص شده ILC2  ها دارای نقش پاتوژنیکی در مدلH3N1  آنفولانزا بوده و با تولید IL13 باعث القای airway hyper-responsiveness میشوند.
 
  • ILC ها در gut
ریه و روده ارگان های هستند که حضور ILCها درآن جا به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفتند. تناسب ILCها در روده انسان به مراحل رشد بستگی دارد، به طوری که دردوران نوزادی در روده ILC2ها حضورگسترده دارند اما ILC1ها کمیاب هستند، اما سطح  ILC2ها در دوره بلوغ و جوانی در روده کاهش وحضورILC1 ها افزایش میابند، اما ILC3ها تنها گروهی هستند که هم در دوره جنینی و هم در بزرگسالی در روده ها حضور دارند و بزرگترین جمعیت ILCها در روده انسان با حضور 70%: NCR+ ILC3  ILCها حاضر در روده و NCRILC3  ها 15% ILC های ساکن در روده، ایجاد میشود. در انسان  NCR+ILC3ها با تولید IL22 در پاسخ به تحریکات التهاب زا نقش مهمی رادر حفظ فلورکومنسال و بازسازی Epithelial سل ازاستم  سلهای روده دارد، هم چنین مکانیسم احتمالی دیگری برای نقش ILC3ها در تولرانس به باکتری های کومنسال و هموستار gut  شامل میان کنش ها بین این سلولها و سلولهای CD4+ T با عرضه Agهای مشتق از میکروبیوتا بهTسل ها با MHCII   ودر عدم حضور سیگنالهای عملکردی محرکی که باعث مرگ TCD4 سلها و ایجادتولرانس میشود.
 
  • آیا ILCهانقش حیاتی برای حفظ میزبان علیه پاتوژنها دارند؟
به نظر میرسدILC ها نقش مهم حفاظتی در بسیاری از مدل های موشی عفونت های دستگاه گوارش ایفا میکنند. برطبق گزارشات  ILC1ها و جمعیتی از ILC3ها میتوانند به پاتوژن های اینتراسلولار مانند:  Salmonella typhimuriumو Listeria monocytogenes و Toxoplasma gondii پاسخ دهند. همچنین در مطالعه ای که نقش NCR+ ILC3 در عفونت Citrobacter rodentium در مدل موشی مورد بررسی قرار داده مشخص شده ، در این عفونت ILC3های تولید کننده IL22 برای محافظت در موشهای فاقد Tسل حیاتی هستند، اما در زمان حضورT سل، نقش حیاتی ندارند(به غیر از نواحی Caecum (سکوم) که برای حفظ هموستار ضروری هستند)همچنین ILC3ها میتوانند به باکتریهای خارج سلولی چون هلیکوباکتر  Clostridium difficile, و عفونت های قارچی چون کاندیدا البیکنس پاسخ دهند. سلول های ILC2 نیز نقش محافظتی اصلی را در ایمنی علیه کرم های ناحیه gastrointestinal مانند چیزی که در N.brasiliensis مشاهده میشود، ایفا میکنند.
 
  •  ILC ها و بیماریهای التهابی روده (IBD)
در مطالعات صورت گرفته نشان داده شده تناسب جمعیت های متعدد ILCها در روده ی افراد مبتلا به بیماری کرون تغییر پیدا میکند برای مثال نشان داده شده که در بیماران مبتلا به کرون تعداد ILC3   NCR-های تولید کننده IL17 به صورت غیر عادی افزایش پیدا میکند و  از همین رو نقش پاتوفیزیولوژی برای این سلولها در این بیماری پیشنهاد میشود، همچنین تعداد ILC1ها به خصوص ILC1های ساکن در لامینهاپروپریا در بافت ملتهب شده موکوسای روده افراد مبتلا به کرون از حدود 10% به 40% افزایش پیدا میکند و این افزایش با شدت و وخامت بیماری در ارتباط است، این افزایش تعدادILC1های تولیدکننده INFγ با کاهش چشمگیر تعداد NCR+ ILC3ها (از 70% به 20%) در روده افراد مبتلا همراه بوده است.
در مطالعات اخیر نشان داده شده ILC3ها در پاسخ به تولید IL12 از DCهای CD14 به ILC1ها تمایز پیدا میکند.همچنین  در زمینه ILC2ها نیز اخیرا" نشان داده شده که در بافتهای روده افراد مبتلا به کرون در پاسخ به تولید IL12 میتوانند عملکردهای ILC1ها را بر عهده بگیرند که پلاستیستی احتمالی بین این دو رده سلول را نشان میدهد.
 
حضورILCها در gut : بالانس بین حفظ هموستاز  در شرایط نرمال و القای التهاب  در عفونت های دستگاه گوارش و بیماری کرون
  • ILC  ها و التهاب های پوستی
در پوست افراد سالم و در موشها درحالت عادی هر سه گروه ILCها حضور دارند، به خصوص ILC2ها در پوست بخصوص در لایه درمیس شناسایی شدند. میزان TSLP،IL33 و IL25 که برای فعال سازی ILC2 اهمیت دارند در درماتیس آتوپیک افزایش پیدا میکند، که براین اساس پیشنهاد میشود که ILC2ها در پاتوژنزیس این بیماری پوستی درگیر هستند، همچنین نشان داده شده فراوانی ILC2ها در زخمهای پوستی بیماران با درماتیس پوستی بیشتر از پوست افراد سالم بوده.
در موشهای Rag-/- تخلیه ILCها با آنتی بادیهای ضد CD25 موجب کاهش ضخمهای پوستی در مدل التهاپ پوستی شبه درماتیس آتوپیک شده که به این دلیل نقش اصلی برای این سلولها به جای ایمنی آداپتور در این مدل پیشنهاد شده.
در مطالعه ای استقرار همزمان سلول های ILC2 و بازوفیل در ضخمهای پوستی بیماران با درماتیس آتوپیک گزارش شده وتخلیه بازوفیلها یا محدود کردن تولید IL4 از بازوفیلها باعث کاهش التهاب پوست و تجمع ILC2ها در موش مدل درماتیس اتوپیک میشود .

 
  •  ILC ها سلولهای افکتور حیاتی در رشد سوریازیس
سوریازیس بیماری پیش رونده مزمن التهابی پوست که از لحاظ کلینکی با پلاکهای فلس مانند و ضخیم که از لحاظ هیستولوژیکی با ضخیم شدن لایه اینترافولکولاراپییدرمیس شناخته شده، در نتیجه ای هایپرپلازی کراتینوسیتها، کشیده شدن شبکه ی اپیدرم به درم (که بعنوان psoriasiform hyperplasiaشناخته میشود) و پلاکها سوریاتیک که در برگیرنده لکوسیتها و رگهای خونی گسترده شده است، ایجاد میشود .
با وجود اینکه DC ها و T سل ها جمعیت های اصلی سلولهای ایمنی در زخمهای پوستی سوریازیس هستند، مطالعات اخیر نشان داده خون محیطی افراد مبتلا به سوریازیس تعداد بالای NCR+ILC3ها را نسبت به افراد سالم دارا است.همجنین از آن جایی که ILC3های پوست از بیماران مبتلا به سوریازیس قادر به تولید IL22 و مقدار کمتر IL17A پیشنهاد میشود که دارای نقش پاتوژنیک در این بیماری هستند . علاوه براین در مدل تجربی موشی مبتلا به سوریازیس القاء شده باimiquimod  (که باعث القای پلاکهایی مشابه سوریازیس انسانی میشود) نشان داده شده که سلولهای TH17 منابع ابتدایی از سایتوکاین پاتوژونیک IL17 نیستند بلکهIL17A و IL17F و IL22 که نقش اساس در پیشرفت بیماری دارند توسط جمعیت Tγδ وILC های   RORγt+مهاجرت کرده به پوست تولید میشود . و در آخر نیزمشخص شده که در بیماران مبتلا به سوریازیس تعداد NCR+ ILC3 با شدت و وخامت بیماری در ارتباط بوده و تعداد این سلولها در خون محیطی پس از درمان با anti-TNF کاهش میابد .
 
  • ILC ها در ترمیم پوست و هموستاز :
مانند سایر اعضای بدن حضور ILCها در پوست ممکن است در پاسخهای ترمیمی به دنبال التهاب های پاتولوژیک دخیل باشند . همینطور مشاهده شده که ILC3ها هم در موش و هم در انسان در بهبود پوست اسیب دیده بکار گرفته میشوند این بکارگیری با القاء سیگنال استرسNotch اپی درمال و IL17F مترشحه توسط ILC3 ایجاد میشود.همچنین سلول های ILC2 در حالت عادی با تولید IL13 عملکرد مست سل ها را در مسیر هموستاز، تنظیم میکنند، درحالی که سلول هایILC2 تحریک شده باIL2 تکثیر پیدا کرده و فنوتایپ التهاب زا را اتخاذ میکنندو میتوانند در این حالت سلول های بازوفیل و مست سل ها را را به کار گرفته و فعال کنند. در ازمایشی مشخص شد نقص ILC3 در مدل موشیRorc-/- موجب تاخیر در تکثیر لایه اپیدرم و به کارگیری ماکروفاژ ها شده در حالی که سایتوکاین TNF میتواند قرارگیریILC3 ها را در پوست کنترل کرده و rate بهبود یک زخم را تعیین کند.
 
نقش ILC ها در التهاب پوست(سوریازیس و درماتیس آتوپیک) و ترمیم پوست بعد از زخم
  • ILC ها در بیماریها التهابی وبیماری های اتوایمیون سیستماتیک
مطالعه بر روی زیر محموعه های ILC در بیماری های اتوایمیون و بیماری های سیتماتیک التهابی هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و اطلاعات به دست امده کامل نبوده و نیازمند مطالعات بیشتر است.
برای مثال در خون محیطی بیماران مبتلا به اسکلروزیس سیستماتیک (بیماری اتوایمیون که با فیبروزیس پوست و سایر ارگان ها و نیز نقص در عملکردرگ ها شناخته می شود)فراوانی سلول های CD4+ILC1 و NKP44+ILC3 بسیار بالا بوده در حالی که فراوانی سلول های NKP44-ILC3 کمتر گزارش شده.
از آن جایی که بر طبق تحقیقات پیشین سیگنالینگ IL6 در التهاب وایجاد فیبروزیس در اسکلروزیس سیستماتیک موثر گزارش شده،بیان IL6α بر روی زیر مجموعه های ILC خون محیطی این بیماران مورد بررسی قرار گرفته و کاهش در درصد سلول های CD4+ILC1 بیان کننده IL6α و نیز کاهش در شدت میانگین فلوئورسنت IL6α بر روی CD4+ILC1 های بیماران در مقایسه با افراد کنترل مشاهده شده.بر اساس این نتایج پیشنهاد می شود که نه همه ی گروه های ILC بلکه جمعیت های خاصی از انها تحت تاثیر Toeilizumab (Ab مونوکلونال ضد IL6 که اخیرا در مرحله clinical trialبرای استفاده در اسکلروزیس قرار دارد) قرار میگیرند.
در این مطالعه تغییری در فراوانی ILC2 ها در خون محیطی افراد مبتلا به اسکلروزیس منتشر دیده نشد، این نتایج بر خلاف نتایج مطالعات پیشین بودند که نشان دهنده فراوانی بالای جمعیت ILC2 های در گردش و ILC2 های پوست در بیماران اسکلروزیس منتشر نسبت به افراد کنترل بود. در این مطالعه بیان TSLPوIL17Rβ بر روی سلولهای ILC2 پوستی (ونه ILC2 های در گردش)پیشنهاد کننده فعال شدن این سلول ها در پوست این بیماران بود. همچنین از دیگر نکات حائز اهمیت این بودکه تعداد سلول هایILC2 پوست در بیماران با فرم منتشر کوتانئوس از این بیماری بسیار بیشتر از تعداد این سلول ها در بیماران با اسکلروزیس سیستماتیک در فرم محدود شده کوتانئوس بود.
در نهایت چنین گزارش شد که تعداد ILC2های در گردش با درجه ی فیبروز پوست در ارتباط بوده و پیشنهاد شد که تعداد ILC2های در گردش ممکن است  به عنوان بیومارکر قابل پیش بینی فعالیت فیبروتیک در اسکلروزیس سیستماتیک باشند.
سلول های ILCهمچنین میتوانند در پاتوژنزیس سوریازیس نقش داشته باشند، در مطالعه که بر روی بیماران مبتلا بهpsoriatic arthritis صورت گرفته، مشخص شده مایع مفصلی سینوویال این بیماران حاوی مقادیر بالای ILC های بیان کننده NKP44 و CCR6 نسبت به خون محیطی این بیماران یا مایع سینوویال بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید بوده.
هم چنین به طور مشابهی حضور ILCها در پاتوژنز بیماریIBDورابطه بینIBD  وspondyloarthritis گزارش شده. همچنین درمطالعه ILCها در نمونه های بیوپسی از بیماران در فازهای ابتدایی ارتریت روماتوئید،تفاوتی در فراوانی کلی این سلول ها پیدا نشد، اما در این بیماران حضور بالا و فراوانی بالای سلولهای ILC1 و ILC3 در گره های لمفاوی نسبت به افراد سالم و کنترل گزارش شد. همچنین بیماران مبتلا به ارتریت روماتوئید پیش رونده سطح بالاتری از سلول های ILC1 را دارا بودند.

 
  • ILC  ها در سایر بیماری های خاص عضو
تاکنون تحقیقات اندکی بر روی مقوله ی سلولهای ILC در بیماری های التهابی خاص عضو (به غیر از اعضایی چون پوست ،دستگاه گوارش و تنفس ) صورت گرفته برای مثال در مورد بیماری های التهابی سیستم اعصاب مرکزی، مجموعه ها و تراکمات لمفوئیدی در بافت های ملتهب مننژ در بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس( MS)  پیدا شده و جمعیت LTi-like ILC3 (که در این مطالعه با CD117+ILC معرفی شدند)که در مایع cerebrospinal این بیماران پیدا شده ممکن است قادر به شروع شکل گیری و حفظ این تجمعات لمفاوی کانونی باشند.
استفاده از duclizumab ( Abمونوکلونال humanized که به طور مستقیم بر علیه CD25 تاثیر میگذارد)باعث کاهش تعداد CD117+LTi-like ILC3 ها در خون و در مایع cerebrospinal بیماران MS میگردد و باعث افزایش تعداد CD56ͪͥ  NK می شود اما باعث تغییر در تعداد و درصد سلول هایILC1و ILC2 و ILC3 خون محیطی نمی شود.
در مطالعه دیگر در بیماران با فرمrelapsing-remitting از MS مشخص شد که نسبت بالایی از سلول های ILC1 و ILC3 در خون محیطی انها حضور دارد.
در گروه مشابهی افزایش در جمعیت سلول های CD56ͪͥNK و کاهش در جمعیت CD117+LTi-like ILC3 ها در خون بیماران مبتلا به MS که تحت درمان با alemtuzumab(Ab مونوکلونال انسانی مخصوص برای CD25) قرار گرفتند، گزارش شد. 
در اخر در مطالعه دیگر گزارش شده ILC2 ها ساکن در مننژ موش سالم بوده و در انجا فعال کننده مسیر وابسته به IL33 بعد از اسیب CNS عمل کرده و باعث بهبود و تسریع ریکاوری بعد از اسیب spinal cord شده و به همین خاطر برای این سلول ها نقش مفیدی به دنبال اسیب CNS پیشنهاد شده .
درمطالعه ای دیگر که بر روی ILC2 ها در کبد، در مدل موشی concanavalin Ainduced immune-mediated hepatitis صورت گرفته، ازاد سازی IL33 به دنبال اسیب بافت کبدی ، با گسترش و فعال سازی جمعیت های ILC2 و تولد IL5 از انها همراه بوده و تخلیه ILC2 ها با کاهش در شدت التهاب کبدی همراه بوده در حالی که Adaptive Transferاین سلول ها اسیب های کبدی را وخیم تر کرده.به همین دلیل برای این سلول ها نقشی در پاتوژنزیس immune-mediated hepatitis پیشنهاد میشود.
در انسان بیماران با هپاتیت B مزمن دارای تعداد بالای از سلول های ILC نسبت به افراد کنترل و سالم بودند و این تعداد به دنبال درمان های ضد ویروسی با telbivudine کاهش پیدا کرد.
افزایش در تعداد ILC ها شامل ILC1 های تولید کننده INFγ  و بیان کننده T-bet در خون وکبد بوده و این افزایش با اسیب کبدی در بیماران با هپاتیت مزمن همراه بوده.
اما با این وجود مطالعات بیشتری برای مشخص کردن دقیق نقش مجموعه های مختلف ILC در التهابات کبدی و سایر بیماری های التهابی نیاز است.
سلول های ILC: نقش های دوگانه در بیماری های التهاب زا و در کنترل التهاب، سلول های ILC هم در بیماری های التهاب زا و هم در ترمیم ایمونولوژیک و حفظ هموستاز نقش دارند.
 
جمع بندی
به طور قطع ILC ها به عنوان بازیکنان اصلی در طیف گسترده ای از اختلالات الرژیک تیپ TH2 مانند اسم،سینوزیت های مزمن، پولیپ های بینی، درماتیس اتوپیک به علاوه  سایر بیماری های لاتهابی مانندIBD،COPD و سوریازیس حضور پیدا میکنند.با این وجود مطالعه بر روی ILC ها هنوز در مراحل ابتدایی قرار داشته و بیشتر اطلاعات حاصله نتیجه مطالعه بر روی مدل های موشی بوده.
شباهت های زیادی بین ILCها و Tسل ها در مواردی چون عملکرد(تایپ سایتوکاین های تولیدی)و تفاوت و اختصاصیت در گروها ی ILC باعث شده در بسیاری از موارد تفاوت قائل شدن بین نقش های ILCها و T سل ها به عنوان همکاران این سلول ها در پاتوفیزیولوژی بیماری های التهابی امری دشوار شود.در کنار این نقش ،نقش ایمونولوژیکی این سلول ها در کنترل عفونت های دستگاه گوارش و تنفس، بازسازی پوستبعد از ایجاد زخم و حفظ فلور کامنسال در روده ،در مدل های تجربی موشی مشخص شده،اگرچه که نقش عملکردی این سلول ها درانسان هنوز در دست مطالعه قرار دارد،بیماران با نقص انتخابی ILC حساسیت به بیماری خاصی را از خود بروز نداده اند،از همین روعملکردهای redundant این سلول ها پیشنهاد شده.
با وجود تمام عملکرد های ذکر شده برای این سلول ها ، باعث شده این سلول ها به عنوان اهداف درمانی در تحقیقات اینده قرار بگیرند و رمز گشایی بیولوژی این سلول ها به چالش تحقیقاتی مهم برای سال های اینده تبدیل گردد و امید است بابیشتر شدن درک ما از این سلول ها راه های درمانی جدیدی برای بیماری های التهابی پیدا شود.  

  
 


CAPTCHA code
دفعات مشاهده: 817 بار   |   دفعات چاپ: 308 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Iranian Society for Immunology and Allergy

Designed & Developed by : Yektaweb